نوآوری بدون نقد، تكاپویی است در معرض زوال و انزوا

نوآوری بدون نقد، تكاپویی است در معرض زوال و انزوا
گفتگو درباره سومین سالگرد پیام مقام معظم رهبری درباره آزاداندیشی و نهضت تولید علم
س. ضمن‌ تشكر از جناب‌عالی‌ به‌خاطر وقتی‌ كه‌ برای این گفتگو‌ اختصاص‌ دادید، به‌عنوان‌ اولین‌ سوال‌ بفرمایید ویژگی‌ها و شاخصه‌های‌ یك‌ نهضت‌ علمی‌ چیست؟

ج. نهضت‌ علمی‌ دارای‌ دو ركن‌ عمده‌ است: «نقد» و «نوآوری». نقد بدون‌ نوآوری‌ منفی‌بافی‌ است‌ و نوآوری‌ بدون‌ نقد، تكاپویی‌ است‌ در معرض‌ زوال‌ و انزوا؛ زیرا فكر نو بدون‌ بازگویی‌ نواقص‌ و نقایص‌ فكر كهن، زمینه‌ پذیرش‌ پیدا نمی‌كند و چه‌ بسا با مزاحمت‌ اندیشه‌های‌ مندرس، دچار وقفه‌ و زوال‌ می‌شود.

نقد و نوآوری‌ با مجموعه‌ای‌ از لوازم‌ و مختصاتش‌ باید اتفاق‌ بیفتد. برخورد شعاری، انفعالی، آوازه‌گری، مواجهة‌ حربه‌انگارانه‌ با اندیشه‌ رقیب، و یا پریشان‌گویی‌ و آنارشیسم، افراط‌ و تفریط‌ در نقد از جمله‌ آسیب‌هایی‌ است‌ كه‌ می‌تواند یك‌ نقد فعال‌ سازنده‌ را به‌ یك‌ برخورد انتقادی‌ غیرسازنده‌ تبدیل‌ كند.

نوآوری‌ نیز كه‌ بال‌ دیگر نهضت‌ علمی‌ است، می‌باید از مختصات‌ و ویژگی‌های‌ مشخصی‌ برخوردار باشد. نوآوری، مراتب‌ و وجوه‌ گوناگونی‌ دارد: از نازل‌ترین‌ مراتب‌ آن‌ مانند برگزیدن‌ زبانی‌ تازه‌ برای‌ بازگویی‌ یك‌ سخن‌ كهن، انتخاب‌ نثری‌ جدید برای‌ بازنوشت‌ یك‌ فكر، ارائه‌ یك‌ اندیشه‌ مطرح‌ با ساختاری‌ نو، تا طرح‌ یك‌ نكته‌ بی‌پیشینه، پیرامون‌ یك‌ مطلب، و پرداختن‌ به‌ موضوعاتی‌ جدید تا ارائه‌ آرای‌ جدید دیگران، همه‌ و همه‌ نوعی‌ نوآوری‌ است، ولی‌ نوآوری‌ و ابداعی‌ كه‌ ركن‌ نهضت‌ علمی‌ محسوب‌ می‌شود مراتب‌ عالی‌ نوآوری، است‌ كه‌ از جمله‌ آنهاست‌ نظریه‌پردازی‌ به‌ معنای‌ دقیق‌ و درست‌ كلمه، طراحی‌ و تاسیس‌ دانش‌ و یا دانش‌های‌ جدید و بالاتر و كاراتر از همه، تاسیس‌ یك‌ دستگاه‌ معرفتی‌ است؛ مصداق‌ حقیقی‌ نوآوری‌ اینهاست. آنچه‌ در یك‌ نهضت‌ علمی‌ كارساز است‌ این‌ است‌ كه‌ بنیادهای‌ معرفت‌ و حكمت‌ مورد بازنگری‌ و دگرگونی‌ قرار بگیرد و بدین‌سان‌ مرزهای‌ معرفت‌ گسترش‌ پیدا كند. البته‌ این‌ نباید به‌ قیمت‌ انقطاع‌ تاریخی‌ و علمی‌ تمام‌ شود. مواریث‌ و ذخائر بازمانده‌ از پیشینیان‌ نیز باید مورد نقادی‌ و بازپژوهی‌ قرار بگیرد، و با ارزیابی‌ و شناخت‌ سره‌ از ناسره، عناصر زنده‌ و حیاتی‌ و ارزشمند معارف‌ بازمانده‌ از سلف، اصطیاد و حفظ‌ شود. نقد لزوماً‌ به‌معنای‌ نفی‌ هرآنچه‌ هست‌ و نوآوری‌ به‌معنای‌ طرد و ترك‌ هرآنچه‌ از گذشتگان‌ بازمانده‌ است، نیست. اصولا بخشی‌ از نوآوری‌ این‌ است‌ كه‌ داشته‌ها و ذخائر علمی‌ پیشینیان‌ را بازنگری‌ كنیم‌ و دیگر بار به‌ زبان‌ زمان‌ عرضه‌ كنیم‌ و یا با یافته‌های‌ جدید تلفیق‌ و از آنها در جای‌ خود، بهره‌برداری‌ كنیم.

شاید بزرگترین‌ خطر و آفت‌ و آسیبی‌ كه‌ ممكن‌ است‌ در جریان‌ كار نقد و نوآوری‌ متوجه‌ یك‌ حركت‌ علمی‌ شود، افراط‌ در نقد و تفریط‌ در حق‌ معارف‌ پیشین‌ و در نتیجه‌ انقطاع‌ تاریخی‌ است‌ كه‌ عملاً‌ رفته‌رفته‌ نقد و نوآوری‌ را به‌ ضد خودش‌ بدل‌ كند.

س. نهضت‌ علمی‌ یك‌ پدیده‌ خودجوش‌ است‌ یا یك‌ حركت‌ سازمان‌یافته‌ و هدایت‌ شونده؟ مشاهده‌ می‌كنیم‌ كه‌ نهضت‌های‌ علمی‌ با ظهور یك‌ شخصیت‌ بزرگ‌ یا یك‌ تحول‌ اجتماعی‌ و... شكل‌ می‌گیرند و رشد پیدا می‌كنند. آیا ایجاد نهضت‌ علمی‌ به‌ نحو ارادی‌ و تدبیر شده‌ است‌ یا باید منتظر ظهور فرد یا افرادی‌ خاص‌ یا یك‌ واقعه‌ اجتماعی‌ باشیم؟

ج. نهضت‌ علمی‌ چندان‌ قابل‌ تحدید به‌ حدود نیست‌ و ما نمی‌توانیم‌ تمام‌ مختصات‌ خورد آن‌ را تعیین‌ و ارائه‌ بدهیم، زیرا تحول‌ و جنبش‌ علمی‌ فكری‌ انواع‌ متكثری‌ دارد و هر نوع‌ می‌تواند تحت‌ تاثیر عوامل‌ شناخته‌ و ناشناخته‌ بی‌شماری‌ رخ‌ دهد و از ضرب‌ انواع‌ بی‌شمار نوآوری‌ بر عوامل‌ موثر متكثر آن، عدد بسیار شگفت‌آوری‌ به‌ دست‌ می‌آید، از این‌ رو نمی‌توان‌ چندان‌ درباره‌ شاخصه‌ها و پایه‌ها نهضت‌ تبیین‌ مشخص‌ و قاطعی‌ ارائه‌ كرد، به‌ همین‌ جهت‌ بود كه‌ من‌ هم‌ با اشاره‌ تنها به‌ دو ركن‌ نقد و نوآوری‌ تعریف‌ بسیار عام‌ و كلی‌ از ویژگی‌های‌ اساسی‌ انقلاب‌ علمی‌ فكری‌ سخن‌ گفتم، اصولاً‌ نهضت‌ قالب‌بردار نیست، در ذات‌ نهضت، شالوده‌شكنی‌ نهفته‌ است، اما این بدان معنا نیست كه نباید برای شكل‌گیری آن تلاش هدفمند و منظمی را آغاز كرد.

س. اگر شكل‌گیری‌ این‌ جنبش‌ مستلزم‌ این‌ است‌ كه‌ نهادینه‌ شود، آیا در این صورت نهادینه‌ شدن‌ با خودجوش‌ بودن‌ سازگاری‌ خواهد داشت؟

ج. نهادینه‌ شدن‌ به‌ معنای‌ نهادمند شدن‌ نیست، یعنی‌ ما یك‌ جنبش‌ علمی‌ را نمی‌توانیم‌ در قالب‌ نهادهای‌ مشخصی‌ كه‌ تاسیس‌ می‌كنیم‌ هدایت‌ كنیم‌ و پیش‌ ببریم. نهادینه‌ شدن‌ دو وجه‌ دارد: اول‌ مضبوط‌ و منطق‌مند شدن‌ و دوم‌ پدید آمدن‌ یك‌ فرهنگ‌ كه‌ كار تحرك‌ علمی‌ را پشتیبانی‌ كند و جهت‌ دهد. یعنی‌ ما از طرفی‌ باید به‌ مثابه‌ یك‌ حركت‌ معقول‌ برای‌ یك‌ جنبش‌ علمی‌ فی‌الجمله‌ قانونمندی‌هایی‌ را ایجاد كنیم‌ (البته‌ در حد محدود و نسبی)؛ چون‌ عرض‌ كردیم‌ كه‌ نهضت‌ علمی، خود شالوده‌شكن‌ است‌ و قالب‌ نمی‌پذیرد، طبعا قانون‌های‌ از پیش‌ تعیین‌ شده‌ را هم‌ نمی‌پذیرد. برای‌ این‌كه‌ هرج‌ومرج‌ و آنارشیسم‌ از سویی، بدعت‌گذاری‌ از دیگر سو، تفاوت‌ حاصل‌ آید باید در حدی‌ حركت‌ها مضبوط‌ شود، برای‌ این‌كه‌ جنبش‌ دچار دگردیسی، تقلید، زمانه‌زدگی‌ و روزمرگی، و سطحی‌نگری‌ و ژورنال‌زدگی، شاذگرایی‌ و احیانا قداست‌شكنی‌ از مقدسات‌ جامعه‌ نشود، جامعة‌ علمی‌ باید به‌ یك‌ سلسله‌ اصول‌ و آداب‌ پایبند باشد و از طرف‌ دیگر هم‌ می‌بایست‌ در جامعه‌ روح‌ پذیرش، اقبال‌ و تكریم‌ نسبت‌ به‌ علم‌ و معرفت‌ و ارباب‌ علم‌ و معرفت‌ به‌وجود بیاید. تا زمانی‌كه‌ استعدادها و عناصر دارای‌ شایستگی‌ و صلاحیت‌ برای‌ تولید فكر و علم‌ احساس‌ منزلت‌ نكنند و احساس‌ عزت‌ نكنند و در شرایط‌ لازم‌ امكانات‌ و لوازم‌ درخور در دسترس‌ آنها نباشد، نمی‌توان‌ امید داشت‌ كه‌ یك‌ جنبش‌ علمی‌ دارای‌ سرانجام‌ و فرجام‌ روشن‌ و مناسبی‌ اتفاق‌ بیفتد. لهذا توجه‌ بكنیم‌ اولاً‌ به‌ این‌كه‌ نهادینه‌ شدن‌ غیر از نهاد داشتن‌ است. كار و تولید علمی‌ نیازمند موسسات‌ و مراكز و دستگاهی‌ هست‌ كه‌ بخش‌هایی‌ از آن‌ را انجام‌ بدهند، كمك‌ كنند؛ حمایت‌ كنند و نظارت‌ كنند، اما این‌ طور نیست‌ كه‌ در چارچوب‌ یك‌ نهاد و چند نهاد بشود كار تحول‌ و دگرگونی‌ علمی‌ و معرفتی‌ را سامان‌ داد و هدایت‌ كرد، ولی‌ باید نهادینه‌ شود و یك‌ آداب‌ و اصولی‌ پیدا بكند، همچنین‌ باید فرهنگ‌ پذیرنده‌ای‌ و فرهنگ‌ محركی، فرهنگ‌ انگیزه‌بخشی‌ در جامعه‌ به‌وجود بیاید كه‌ ارباب‌ فكر و اصحاب‌ علم‌ و معرفت‌ را تشویق‌ و مدد كند تا آنها بتوانند به‌ رسالت‌ تاریخی‌ خودشان‌ بپردازند.

س. چنان‌كه‌ مستحضرید، با سومین سالگرد پاسخ‌ مقام‌ معظم‌ رهبری‌ به‌ نامه‌ جمعی‌ از دانش‌آموختگان‌ و فضلای‌ حوزه‌ درخصوص‌ ضرورت‌ گسترش‌ باب‌ نقد و نوآوری‌ در فضای‌ فكری‌ و فرهنگی‌ كشور هستیم كه‌ می‌توان‌ از آن‌ به‌ نقطه‌ عطفی‌ در حوزه‌ بسط‌ فكر و اندیشه‌ در این‌ مقطع‌ زمانی‌ تعبیر كرد. لطفاً‌ اگر درخصوص‌ نامة‌ فضلا و پاسخ‌ مقام‌ معظم‌ رهبری‌ نظری‌ دارید بفرمایید. همچنین‌ می‌خواستیم‌ نظر جناب‌عالی‌ را درخصوص‌ آسیب‌های‌ عمده‌ای‌ كه‌ می‌تواند متوجه‌ حركتی‌ باشد كه‌ رهبری‌ بر آن‌ تاكید فرموده‌اند، بدانیم.
ج. نامه‌ای‌ كه‌ بعضی‌ از فضلا و دانشوران‌ محترم‌ نوشتند و پاسخی‌ كه‌ رهبر فرهیخته‌ و فرهمند انقلاب‌ دادند، حكایت‌ دغدغه‌ای‌ است‌ كه‌ اهل‌ فكر و فضل‌ از گذشته‌های‌ دور دارند و تاكیدات‌ تاییدات‌ و راهبری‌هایی‌ است‌ كه‌ رهبر معظم‌ انقلاب‌ به‌ ویژه‌ در دهه‌ اخیر داشته‌اند. اما از این‌كه‌ این‌ حركت‌ و این‌ پیام‌ در معرض‌ ده‌ها آفت‌ مهلك‌ قرار دارد، باید دریغا گفت‌ و اسف‌ خورد. بسیاری‌ از طرح‌ها و فكرهای‌ بدیع‌ و بنیادین‌ در چند دهه، خصوصا دو دهه‌ پس‌ از انقلاب‌ از سوی‌ متفكران، شخصیت‌های‌ سیاسی‌ و از جمله‌ از ناحیه‌ ایشان‌ مطرح‌ شده، اما اكثر آنها دچار آفات‌ و آسیب‌هایی‌ شده‌ كه‌ یا موجب‌ افول‌ و فتور آن‌ طرح‌ و فكر شده‌ و یا حتی‌ موجب‌ شده‌ كه‌ متاسفانه‌ آن‌ فكر به‌ ضد خود بدل‌ شود. من در طی این مدت مطالعه مفصّلی بر روی موانع و آسیب‌ها داشته‌ام كه امیدواریم حاصل آن به زودی در قالب یك كتاب در اختیار علاقمندان قرار گیرد.

س. به‌ نظر جناب‌عالی‌ چه‌ راه‌ها، روش‌ها، طرح‌ها و ایده‌های‌ كلی‌ و بینادینی‌ می‌تواند به‌ تحقق‌ رهنمودهای‌ رهبر معظم‌ انقلاب‌ منتهی‌ شود و سرفصل‌های‌ روشنی‌ برای‌ ایصال‌ به‌ این‌ مطلوب‌ تلقی‌ گردد؟
ج. همانطور كه قبلا نیز در گفتگوهای دیگر عرض نموده‌ام، در وهله‌ نخست، باید هشت‌ مساله‌ به‌ ترتیبی‌ كه‌ عرض‌ می‌كنم‌ مورد مطالعه‌ و محل‌ اهتمام‌ و اقدام‌ قرار گیرد:

1ــ تحلیل‌ وضع‌ كنونی‌ و تبیین‌ كاستی‌ها و ناراستی‌ها، استعدادها و استطاعت‌ها

2ــ هدف‌گذاری‌ و ترسیم‌ دورنمای‌ جنبش‌ نقد و نوآوری‌

3ــ نیازشناسی‌ و تدوین‌ برنامه‌ اجرایی‌ تفصیلی‌ و جامع‌

4ــ برآورد و تامین‌ ابزارها و امكانات‌ مورد نیاز

5ــ تنظیم‌ سیاست‌ها و خطوط‌ مشی‌ حركت‌ و تعریف‌ و درجه‌بندی‌ نقد و نوآوری‌

6ــ اولویت‌گذاری‌ و مرحله‌بندی‌ اجرای‌ برنامه‌ها

7ــ تقسیم‌ كار، تعریف‌ نقش‌ وظائف‌ میان‌ دستگاه‌ها و قشرهای‌ علمی‌ فكری‌ كشور

8ــ ارزش‌گذاری‌ اقدامات‌ و موفقیت‌ها و تشویق‌ و پشتیبانی‌ دستگاه‌ها و افراد موفق‌ در حین‌ اجرا

برنامه‌های‌ بسیاری‌ قابل‌ طرح‌ و اجراست، طرح‌ها و برنامه‌هایی‌ از قبیل:

1ــ راه‌اندازی‌ باشگاه‌های‌ اندیشه‌ برای‌ نقد آرا و آثار، فعال كردن‌ كرسی‌های‌ نظریه‌پردازی و نقد و نیز تشكیل‌ محافل‌ مناظره‌ و انجمن‌های‌ تضارب‌ آرا.

2ــ شناسایی‌ و معرفی‌ گفتمان‌ها و نظرات‌ در كشور و ترجمه‌ آنها به‌ زبان‌های‌ زنده.

3ــ حمایت‌ از عناصر مستعد و خلّاق‌ و برپایی‌ جشنواره‌های‌ علمی‌ تكریم‌ نقد و نوآوری.

4ــ اطلاع‌رسانی‌ بینا دستگاهی‌ درباره‌ طرح‌ها و برنامه‌های‌ در دست‌ اجرا، برای‌ جلوگیری‌ از تداخل‌ و تكرار و هدررفتن‌ سرمایه‌های‌ معنوی‌ و مادی.

5ــ تاسیس‌ پژوهش ‌شهرهای‌ تخصصی‌ برای‌ تمركز و تمحض‌ عناصر فاضل، فارغ، دغدغه‌مند و مستعد برای‌ پژوهش‌ و نوآوری‌ و نظریه‌پردازان‌ و تامین‌ نسبی‌ مادی‌ و معنوی‌ آنها با در اختیار قراردادن‌ امكانات‌ لازم.

6ــ الزام‌ متولیان‌ تصمیمات‌ و اجرائیات‌ كشور به‌ ارجاع‌ امور به‌ كارشناسی‌ علمی‌ و نیز كاربردی‌ كردن‌ رساله‌های‌ دكتری‌ دانشگاه‌ و سطح‌ چهار حوزه.

7ــ ایجاد دگرگونی‌ جدی‌ در سازمان‌ كار و تركیب‌ و وظایف‌ آموزش‌ عالی‌ و شورای‌ عالی‌ انقلاب‌ فرهنگی‌ و سازمان‌ كار حوزه‌ و شورای‌ عالی‌ و مدیریت‌ حوزه‌های‌ علمیه.

8ــ تجدید نظر در نظام‌ آموزشی‌ و پژوهشی‌ حوزه‌ و دانشگاه‌ به‌ طور اساسی، می‌تواند از جمله‌ اقداماتی‌ قلمداد شود كه‌ تحقق‌ رهنمودهای‌ رهبر معظم‌ انقلاب‌ را تسهیل‌ نماید.

راه‌كارها و طرح‌های‌ كارساز بسیاری‌ وجود دارد كه‌ همه‌ و همه‌ معطوف‌ و منوط‌ به‌ اراده‌ تصمیم‌گیران‌ كشور هستند و وابسته‌ به‌ عزم‌ و تلاش‌ صاحبان‌ فكر و فضل‌ در حوزه‌ و دانشگاه؛ مواردی‌ كه‌ به‌ آنها اشاره‌ كردم، تنها نمونه‌ای‌ از پیشنهادهای‌ ضروری‌ و عملی‌ است.